تبلیغات
پاتوق جوانی - شبهه می‌کنند که دین سبب می‌گردد انسان نتواند درست فکر کند. ارزش‌ها و ضد ارزش‌ها را باید با عقل سنجید نه با دین؟ دین‌گرایی مانع پیشرفت است.
پاتوق جوانی
ارائه نظرات و گفتگو در چارچوب ادب

بی‌دینی اصلاً وجود ندارد. (1) چرا که نه تنها همه ادیان الهی، بلکه همه مکاتب بشری نیز نوعی دین هستند.

دین شامل نوع «جهان بینی» و دستورالعمل‌های منطبق با آن جهان بینی است که اصطلاحاً به آن «شرع یا شریعت» می‌گویند. پس، نه تنها اسلام یا مسیحیت، بلکه فرویدیسم، داروینیسم، هگلیسم، مارکسیسم، بودیسم، امپریالیسم، لیبرالیسم و ... نیز نوعی «دین» هستند. چرا که تعریفی از جهان، مبدأ و هدف آن ارائه می‌کنند، تعریفی از انسان، کمال و سعادتش می‌دهند و سپس دستورالعمل‌هایی برای رسیدن به آن سعادت تریف شده ارائه می‌دهند. [که البته تاکنون همه تعاریف عرضه شده فقط نظریه بوده و هیچ گاه جنبه علمی (اثباتی) به خود نیافته است و به همین دلیل طول عمر هیچ کدام از چند دهه تجاوز نکرده و نظریات شان سریعاً توسط سایر دانشمندان و اندیشمندان مردود اعلام شده است.]

الف – آن چه در رنسانس اتفاق افتاد و سبب شعارسازی علیه «دین» گردید و بی دینی را عامل رشد و پیشرفت نشان داد، مخالفت با «نظام مسیحی، فئودالی اروپا» یا بهتر بگوییم «حکومت کلیسا به نام دین» بود و نه مقابله با مطلق «دین». چرا که اساساً چیزی از دین مسیحیت یا یهودیت باقی نمانده است که کسی با آن موافق باشد و یا مخالف. اما ماده‌گرایان و به ویژه اندیشمندان و فلاسفه‌ای که فقط طبق سفارش قدرت‌ها نظریات بدیع در جهت اهداف امپریالیسم و نظام سلطه می‌دهند، حکومت کلیسا و مسیحیت اروپای قرون وسطی را مطلق دین معرفی کردند و مقابله با آن را لازمه رشد القا نموده و می‌نمایند.

ب – نظریه‌پردازان نوین غرب که امروزه خردگرایی (حتی خردگرایی دکارتی) را رد می‌کنند، کدام یک از مکاتب پدید آمده پس از رنسانس را منطبق با عقل می‌خوانند؟ فاشیزم، استالینیزم و لیبرالیزم همه پس از رنسانس و با شعار مخالفت با دین به میدان آمدند و ضد و نقیض یک دیگر نیز هستند. قرارداد اجتماعی روسو منطبق با عقلانیت است یا لیبرالیزم جان لاک و یا سوسیالیزم مارکس؟

در فسلفه سیاسی تمرکز قدرت هابز عقلانی است یا تکثر و تفکیک قدرت منتسکیو؟ در فلسفه اقتصادی سرمایه‏داری بازار آزاد (کاپیتالیزم) با اصول عقلی و علمی به اثبات رسیده است یا سرمایه‏داری دولتی (سوسیالیزم)؟! در فلسفه اخلاق آیا اخلاق عملی کانت عقلانی است یا اخلاق پوزیتویستی کارناپ؟ آیا اصالت فرد درست و عقلانی است یا اصالت اجتماع؟! و به طور کلّی کار عقل چیست؟ شناخت حقایق عالم هستی و اصول اعتقادی و رفتاری منطبق با آن است، یا فقط نشان دادن راه سودزایی؟!

ج – هیچ دین و مکتبی به حدّ اسلام برای «عقل و عقلانیت» ارزش و حجیّت قائل نشده است. تا آنجا که انبیای الهی را نبی بیرونی و عقل را نبی درونی هر کس معرفی نموده است و فقط شناخت منطبق با عقل سلیم را صحّه می‌گذارد. لذا حتی گرایش به اصول دین در اسلام ولایی، تحقیقی و مبتنی بر عقلانیت است و نه تقلیدی و مبتی بر جوّ حاکم، شعار، تبلیغات، اجبار، القا و در یک کلمه «تقلید کور اختیاری یا اجباری و القایی غرب یا شرق».

د- پس اگر کسی می‌خواهد مدعی شود که دین‌گرایی اسلامی با عقلانیت منافات دارد و یا مانعی برای رشد، پیشرفت، شکوفایی و تحقق استعدادهای والای انسانی است، لازم است مطالعات عمیق و گسترده‌ای در آموزه‌های اسلامی [اعم از جهان‌بینی، ایدئولوژی یا شریعتش] داشته باشد و سپس هر بخش را به اصول و بدیهیات عقلی ارجاع دهد و اگر تطبیق نکرد، نقد کند.

باید نگاه توحیدی به عالم هستی، حکیمانه و هدفدار بودن نظام خلقت، قوانین ثابت هدایت تکوینی و تشریعی و ... را در فرهنگ اسلام بشناسد، انسان در تعریف اسلام، اخلاق و ارزش‌های اسلامی، سعادت، کمال و رفاه در نگاه و قوانین اسلامی، دستورالعمل‌های ارائه شده برای زندگی فردی و اجتماعی و ... را کامل مطالعه کند و سپس هر اصل، هر بند، هر شاخصه و هر باید و نبایدی را به عقل ارجاع دهد [و خیلی بهتر آن که با سایر مکاتب بشری نیز تطبیق و مقایسه نماید]، بعد اگر نقصی دید، مدعی شده و انتقاد کند. نه این که بدون هیچ شناخت عقلی از خود عقل و عقلانیت، الفبای حقایق عالم  نظام خلقت و بدیهیات اولیه عقلی و حتی بدون احاطه علمی به همه اجزای خلقت، چشم را ببندد و دهان را باز کند و شعار ضرورت کنار گذاشتن دین را برای رسیدن به رشد و پیشرفت بدهد. و هیچ دقت نکند که هر تعریفی از جهان هستی ارائه دهد و هر باید و نبایدی که از سوی خود وضع کند، آن هم نوعی دین است. پس، این فقط یک شعار سیاسی است و نه شعار عقلی، فلسفی یا علمی.

ﻫ- علت پیشرفت جهان غرب نیز به هیچ وجهی مدیون و مرهون کنار گذاشتن دین نمی‌باشد. بلکه مرهون توجه علمی (تجربی) به دنیا و نیازهای مادی بشر است و به همین جهت غرب رشد ابزاری (تکنولوژی) داشته است و نه رشد انسانی.

آری، کلیسا مخالف تحقیق و پیشرفت علوم دینی بود و حکومت کلیسا که هیچ ربطی به دین ندارد. حکومتی گالیله‌سوز بود، لذا مخالفت با حکومت کلیسا، زمینه را برای رشد علوم تجربی و صنعت مساعدتر نمود.

اما اسلام نه تنها مانعی برای رجوع به عقلانیت، کشف علم و توجه به زندگی و حیات دنیوی و ضرورت‌ها و نیازهای آن ندارد،  بلکه به آن دستور نیز می‌دهد. به همین دلیل تجربه تاریخی نیز نشان می‌دهد که هر گاه ملل اسلام (به ویژه مسلمانان ایرانی) به دین خدا و اسلام توجه کردند، پیشرفت مادی و دنیوی آنها نیز به مراتب بیشتر شد. پیشرفت ملت ایران در ادبیات، فیزیک، شیمی، نجوم، ریاضیات، طب و سایر علوم در گذشته و نیز در تمامی علوم تجربی و تکنولوژی از جمله نانو، هسته‌ای، الکترونیک، صنایع نظامی، ریاضیات، معماری، شهرسازی، سدسازی، داروسازی و ...، همه طی همین سه دهه حاصل شده است.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : مدیر مسئول موسسه
نظرسنجی
نظرشما در مورد وبلاگ موسسه چیست؟






آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی