تبلیغات
پاتوق جوانی - سینما
پاتوق جوانی
ارائه نظرات و گفتگو در چارچوب ادب
خانه » فرهنگ و هنر » مهران غفوریان:بخاطرحرف حضرت آقا آمدم

ما به خاطر حرف حضرت آقا اومدیم برای رای دادن! پشتیبانی از ولایت تا شهادت!

فیلم ضد ایرانی : ایرانیوم

ایرانیوم نام فیلم مستندی است که توسط رافائل شور - یک محافظه کار خاخام اسرائیلی – کارگردانی شده است. صندوق کلاریون تولیدکننده مستند جهاد سوم، در جدیدترین پروژه “ایران هراسی اتمی” با تلفیق دو واژه ایران و اورانیوم، مستند “ایرانیوم” را ساخته که ایران را خطرناک‌ترین تهدید اتمی جهان معرفی کرده است.کارگردان ایرانیوم، ایران را به عنوان یک خطر هسته ای برای جامعه جهانی معرفی کرده است. در سایت اختصاصی این فیلم مستند ادعا شده است:«از شروع انقلاب اسلامی در سال ۱۹۷۹ ایران دشمنی تمام عیاری را برای غرب به نمایش گذاشته و با ایدئولوژی افراطی خود بیشتر از ۳۰ سال است که جهان را تهدید می‌کند و ما معتقدیم که این مستند مهمترین و به موقع‌ترین فیلمی است که ما می‌توانیم درحال حاضر بسازیم. »

شهره آغداشلو بازیگر ایرانی الاصل مقیم آمریکا که پیش از این فیلم ضد ایرانی سنگسار ثریا میم را در کارنامه خود داسته است، اینبار در مستند ایرانیوم، در مقام راوی قصد دارد جهان را نسبت به خطر ایران و ایرانی هشدار بدهد. آغداشلو پیش از انقلاب با  فیلم هایی مثل “گزارش” و “سوته دلان“  به شهرت رسید و در ۱۹۷۸ پس از خروج از کشور به انگلیس رفت و سپس از آنجا به لس آنجلس نقل مکان کرد. او پس از انقلاب با بازی در فیلم های سنگسار ثریا میم، فصل چهارم سریال ۲۴ و  خانه­ی صدام و خانه ای از شن و مه فعالیت خود را ادامه داد.

فیلم مستند ضد ایرانی ایرانیوم / Iranium Documentary

فیلم مستند ضد ایرانی ایرانیوم / Iranium Documentary

 

 

مدت زمان: ۵۶ دقیقه

کاری از: صندوق کلاریون (Clarion Fund)

کارگردان: رافائل شور (خاخام صهیونیست) (Raphael Shore)

راوی: شهره آغداشلو

منبع فایل: آخرالزمان

در این مستند با مجموعه‌ای از افراد همچون “آر. جیمز وولسی“ (R. James Woolsey) رئیس سابق سازمان اطلاعات مرکزی(CIA)، “الیوت انجل” (Eliot Engel) نماینده دموکرات در کنگره، “مایکل لدین” (Michael Ledeen) متخصص ایران در شورای روابط خارجی، “برنارد لوئیس” (Bernard Lewis) از دانشگاه پرینستون، “سناتور جان کیل” (Jon Kyl) نماینده جمهوری‌خواهان از آریزونا، مصاحبه شده است که در هر مصاحبه هر کدام با اظهار کردن صحبت‌هایی چنین وانمود می‌کنند که ایران قصد دستیابی به سلاح هسته‌ای دارد. اما نکته جالب در این مصاحبه‌ها حضور تعدادی ایرانی خائن در این پروژه ایران­هراسی است. اسامی مصاحبه‌شونده‌های ایرانی دراین فیلم ۵۶ دقیقه‌ای بدین شرح است:

«محمدمحسن سازگارا» روزنامه‌نگار ایرانی: سازگارا از مقامات سابق ایران و یکی از مخالفان و فعالان سیاسی مقیم آمریکاست. وی عضو مدعو برنامه «آزادی بشر» (Human Freedom) در موسسه بوش بوده و سمت‌هایی نیز در موسسه سیاست خاورنزدیک در واشنگتن، دانشگاه ییل و هاروارد داشت.

«امیر فخرآور» روزنامه‌نگار ایرانی: فخرآور نویسنده و روزنامه‌نگار ایرانی است که چندین بار در ایران زندان رفته است. وی شورای مرکزی جنبش آزادی ایران را پایه‌گذاری کرد و در حال حاضر به‌عنوان دبیرکل اتحادیه دانشجویان ایران فعالیت می‌کند.

«ماندا زند اروین» رئیس و از پایه‌گذاران اتئلاف زنان ایرانی: زند اروین نویسنده و از فعالان حقوق بشر است که در ایران متولد شده و هم‌اکنون رئیس و از بنیانگذاران ائتلاف زنان ایرانی است. پیش از فرار از ایران، زند اروین در وزارتخانه‌های دولت ایران پست‌های کلیدی داشت.

ساخت این مستند در شرایطی است که رژیم اشغالگر قدس و بعضی از کشورهای اوپایی و آمریکا هزاران بمب هسته ای در انبار های خود ذخیره دارند و در تاریخی نه چندان دور از این گونه سلاح ها استفاده هم کرده اند! و هزاران نفر از مردم دنیا را از بین برده اند و اختلالات و بیماری های لاعلاجی را حتی در نسل های بعدی این قربانیان سبب شده اند حال با استفاده از تبلیغات مختلف خواستار ایجاد جنگ روانی علیه برنامه صلح آمیز هسته ای جمهوری اسلامی ایران هستند.

فیلم مستند ضد ایرانی ایرانیوم / Iranium Documentary

فیلم مستند ضد ایرانی ایرانیوم / Iranium Documentary

تهیه کنندگان این مستند ادعا کرده اند:

فیلم ایرانیوم اصول انقلاب را توضیح می‌دهد و به صورت تصویری دشمنی و خشونت ابراز شده توسط رهبران ایران را به نمایش می‌گذارد، فیلم به طور مستند نیات سوء رفتاری رژیم نسبت به شهروندان را به ترتیب تاریخی شرح خواهد داد و استفاده رژیم از ترور در خارج برای تحمیل کردن ضربات مرگبار نسبت به دشمنان خودساخته را به تصویر می‌کشد.”

تهیه کنندگان مستند ایرانیوم همچنین مدعی شده‌اند:

توسعه برنامه هسته‌ای ایران فقط به خطرات بزرگ قبلی ایران اضافه می‌کند، سناریوهای تهدیدات متعدد مطرحشده از طریق یک ایران هسته‌ای نیز کاملا واقعی و وحشت‌انگیز است، در تمام این مدت، قدرت‌های غربی و به ویژه آمریکا نسبت به مقاصد سوء رژیم ایران هشدار داده‌اند اما در عین حال بانک‌های غرب، شرکت‌ها و حتی دولت‌ها به خاطر میادین نفتی و دیگر منافع اقتصادی از انقلاب ایران حمایت کردند.”

در پایان این مستند ادعا شده است:

“با مدارکی که پشت ایدئولوژی اسلامی رهبران ایران است، “ایرانیوم” سناریوهایی را که ممکن است در صورت هسته‌ای شدن این کشور تندرو با آن مواجه شویم به تصویر می‌کشد و توضیح می‌دهد. این فیلم یک سری پیشنهادات برای مقابله با این تهدید ارائه می‌کند، فیلم گروه‌های ذی‎نفع و ذی‎نفوذ و تصمیم گیرندگان آمریکا را مورد هدف قرار می‌دهد. بعد از دیدن فیلم، عموم مردم قادر خواهند بود که ذات خطرناک تهدیدات را درک کنند و جنبشی که هدفش جلوگیری از پیشرفت بیشتر نظام ایران و زرادخانه هسته‌ای این کشور است، تقویت شود.”

ریتم این مستند بسیار تند است که در هشت قسمت اصلی روایت می­شود: (توضیحات این بخش از سایت آخرالزمان)

فیلم مستند ضد ایرانی ایرانیوم / Iranium Documentary

فیلم مستند ضد ایرانی ایرانیوم / Iranium Documentary

قسمت اول: یک انقلاب ( A RECOLUTION)

در این قسمت شرح مختصری از انقلاب با یک زاویه دید متفاوت و عجیب بیان میشود. به طوری که از محمد رضا شاه یک فرد مظلوم می سازد که تنها قصد وی آبادانی کشور است. این جمله که “شاه ایران را به سرعت مدرنیزه کرد” یکی از جملات کلیدی این بخش مستند است. سپس به رهبری آیت الله خمینی (نه امام خمینی) کسی که در این فیلم یک قهرمان میان مردم معرفی می شود مردم قیام می کنند و شاه را از کشور خارج می کنند.

اما کم کم رویه عادی به ناگاه تغییر میکند و در ادامه فیلم سعی می کند امام خمینی را فردی به اصطلاح سنتی جلوه داده شود و برای این کار سعی میشود از افراد سلطنت طلبی که تاریخ مصرفشان گذشته چون امیر فخرآور مصاحبه شود. برای اثبات این فرضیه مضحک مخالفت امام با آمریکا اصرار ایشان به قطع رابطه با آمریکا به معرض دید قرار می گیرد.حتی گریزی به تسخیر لانه جاسوسی زده می شود.

قسمت دوم: یک جمهوری اسلامی ( AN ISLAMIC REPUBLIC )

پس از آن که ذهن مخاطب آمریکایی با این مقدمه (مظلومیت آمریکا و شیطانی بودن سیاست ایران) کم کم آماده همراهی می شود تا هر مطلبی بیان شد بی چون و چرا قبول کند قسمت دوم آغاز می شود. در این قسمت به اسلامی بودن رژیم !!! ایران بسیار تاکید می شود و سخنان امام را به عنوان یک کاریزما میان مردم در مورد اینکه انقلاب باید اسلامی باشد بارها بیان میشود و جوری تصاویر سخنرانی و تظاهرات مردم کنار هم چیده شده اند که به مخاطب القا کنند که مردم گول خوردند.

قسمت سوم: ۳۰ سال ترور (۳۰ YEARS OF TERROR)

از این قسمت به بعد فیلم ریتم تندی به خود می گیرد و با ۱۰ دقیقه مقدمه بلافاصله وارد بحث اصلی می شود. ۳۰ سال ترور !! شاید این از نظر شما یک تعجیل غیر حرفه ای باشد ولی در واقع این اقدام فوق العاده ظریف مهندسی شده است.

KENNETH TIMMERMAN در همان ابتدا بیان می کند که:”اگر شما به دولت تروریست ایران نگاه کنید چیزی که متوجه خواهید شد این است که از همان ابتدای رژیم در ژانویه ۱۹۷۹ آنها تروریسم را به عنوان ابزاری برای سیاست استفاده کردند”.

سپس حزب الله را ساخته دست ایران معرفی می­کند. مخاطب آمریکایی پیش از این به قدری درباره حزب الله مورد شست و شوی مغزی قرار گرفته که این فیلم نیازی نمی بیند حزب الله را به عنوان یک تروریسم معرفی کند، و این نکته مطلبی اثبات شده است. سپس زیرکانه صحنه های خرابه ساختمان ها و گزارشات تلویزیونی را با استرس خاصی نمایش می دهد و تعداد آمریکایی که در این اتفاقات کشته شده اند بیان می کند. تقارن این دو صحنه دل هر آمریکایی را به درد می آورد.

سپس چند حادثه را به نام ایران صادر می کند و ذهن مخاطب را آماده میبیند که بیان کند حادثه ۱۱ سپتامبر با حمایت مستقیم ایران صورت گرفته است. همین کافیست که یک آمریکایی نه تنها از کشته شدن زنان و کودکان در ایران و لبنان توسط عوامل موساد و سیا ناراحت نشود بلکه به نظامیان خود افتخار کند.

صحنه هایی از اعدام زنی در ایران و به دنبال آن صحنه های مقابله نیروهای امنیتی با اغتشاشگران سال ۸۸ و سپس سنگسار زنی در ایران و بلافاصله پس از اینکه ترس به جان مخاطب افتاد صحنه ای از سان دیدن فرمانده کل قوا از نیروهای ارتشی روش خوبی برای تخریب شخصیتی وی است. در بینابین فیلم چندین بار سخنانی از دکتر احمدی نژاد، امام خمینی و مقام معظم رهبری در رابطه با لزوم نابودی اسرائیل و آمریکا نمایش داده می شود تا تشویش ذهن نسبت به عدم ارائه مدرک در مورد این فرضیات آرام یابد.

قسمت چهارم: گسترش محور (THE WIDENING AXIS)

همان گونه که از نام این قسمت مشخص است محوریت این قسمت روی مبحث صدور انقلاب در سرتاسر دنیا اشاره دارد و این امر را یک تهدید نسبت مردم جهان و بخصوص آمریکا می داند.

قسمت پنجم: ادامه برنامه هسته ای ( GOING NUCLEAR)

در این بخش به دلیل کمبود فرضیه، فیلم به فرضیه های مضحک من دراوردی روی می­آورد تا این را یک تهدید برای رویای آمریکایی (AMERICAN DREAM) معرفی کند. از جمله این فرضیه ها معرفی ایران به عنوان آغازگر جنگ تحمیلی و عدم نیاز ایران به انرژی اتمی با توجه به منابع غنی نیرو !!! و … است.

قسمت ششم: جهانی تحت تهدید ( A WORLD UNDER THREAT)

پس از اینهمه فلسفه بافی اکنون تهدید بزرگی با نام برنامه هسته ای ایران معرفی می­شود و مجدد به سخنرانی هایی مبنی بر لزوم نابودی اسرائیل و آمریکا تاکید می شود و ابراز می شود که هدف اصلی جمهوری اسلامی حمله به این دو کشور است.

این بخش دارای یک نکته بسیار حائز اهمیت است. البته می توان نام این نکته را یک گاف بزرگ هم نامید. در این بخش برای آنکه مخاطب هیچ شک و شبهه ای به دل خود راه ندهد با یک حرکت شیطنت امیز و البته آماتور این دو تصویر را به دنبال هم نمایش داد.

فیلم مستند ضد ایرانی ایرانیوم / Iranium Documentary

فیلم مستند ضد ایرانی ایرانیوم / Iranium Documentary

تصویر زیرین برای همه ما آشنا ست. اما ارتباط آن با تصویر بالا چیست؟

حضرت روح الله پس از ترور شهید مطهری در یک سخنرانی تاریخی و معروف فرمود : ” این نهضت باید زنده بماند ، و زنده ماندنش به این خونریزی هاست. بریزید خون ها را . ملت بیدار تر می شود. بکشید ما را … “

اما حرکت شیطنت آمیز این فیلم در این قسمت است که این صحنه جنایت را با تکه اول سخنرانی پشت سر هم آورده است. ” بریزید خون ها را !!!!” ” Come and bleed for us” . امام این سخن را خطاب به عوامل تروریستی اوایل انقلاب فرمودند و منظورشان این بود که هر قدر مردم ما را ترور کنید بیشتر آگاه میشوند. اما این زیرنویس موزیانه به این معناست که : برای ما خون بریزید. زنده ماندن این نهضت با این کشت و کشتار های ما محقق می گردد. و در این صورت است که رابطه عجیبی با تصویر زیرین پیدا می کند. و اینگونه ذهن مخاطب را مغلوب می کند.

قسمت هفتم: مقابله با رژیم (STOPPING THE REGIME )

در این قسمت در راستای اهداف اصلی فیلم اکنون ذهن مخاطب را توجیه می­کند که اکنون که چنین تهدیدی وجود دارد باید به اسرائیل حق داد که به ایران حمله نظامی کند.

قسمت پایانی: یک انقلاب جدید (A NEW REVOLUTION)

به نظر من پازل این مستند یک تکه گمشده داشت و آن اغتشاشات سال ۸۸ بود. در این قسمت با نمایش صحنه های اغتشاشات مردم ایران را خسته از ۳۰ سال دیکتاتوری رژیم ایران معرفی میکند و علنا از مردم جهان برای مردم ستم دیده !!! ایران درخواست کمک می کند.


جلیلی:سکوت در ثبت تاریخ‎فتنه از سکوت دربرابر فتنه خطرناک‌تر است/ طالبی:فیلمسازی برای حکومت‏خمینی شرف دارد به هنرمندی ملکه بریتانیا

 گروه فرهنگی: فرا رسیدن سومین سالگرد حمله به جمهوریت نظام و ایجاد فتنه‌ای هشت مامه به بهانه انتخابات 88 بهانه‌ای بود تا دفتر موسیقی جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی از آخرین تولید خود با عنوان قطعه موسیقی "قلاده‌های طلا" با حضور شاعر و خواننده این قطعه موسیقی و سازنده و تهییه کننده فیلم سینمایی "قلاده‌های طلا" رونمایی کند.

به گزارش رجانیوز، عصر روز گذشته ( سه شنبه) قطعه موسیقی «قلاده‌های طلا» در تالار عمار دفتر جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی رونمایی شد. در این برنامه که با حضور ابوالقاسم طالبی، كارگردان فیلم «قلاده های طلا» و خزایی، تهیه كننده این فیلم،  برگزار شده بود، حامد زمانی خواننده جوان و انقلابی به اجرای زنده قطعه ترانه «تحریم» و ترانه «قلاده‌های طلا» پرداخت تا به این ترتیب یکی از آهنگ‌های آلبوم این خواننده که قرار است  از سوی جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی منتشر شود رونمایی شود. 
 
پیش از این اجرا نیز قطعه موسیقی «خیابان شهادت» به معرفی شهید فتنه «حسین غلام کبیری» که در 25 خرداد ماه 88 به شهادت رسیده بود، پخش شد.
 
شعر موسیقی «قلاده‌های طلا» سروده محمد مهدی سیار شاعر جوان و انقلابی است، آهنگسازی و خوانندگی آنرا حامد زمانی بر عهده داشته است و تنظیم آن کاری از امید رهبران بوده است. این قطعه به توصیف فتنه 88 پرداخته است.
 
جلیلی:  سکوت در ثبت تاریخ فتنه از سکوت در برابر فتنه خطرناک‌تر است
 
ادامه این برنامه، به برگزاری میزگرد «رویش‌ها و فرصت‌های هنر انقلاب» با حضور جلیلی، طالبی، خزاعی، زمانی و سیار اختصاص یافت که حاضران در این میزگرد سخنان قابل توجهی را پیرامون هنر انقلابی پس از فتنه مطرح کردند.
 
به گزارش خبرگزاری دانشجو، وحید جلیلی به عنوان اولین سخنران این میزگرد، به رویش‌های نسل سوم انقلاب در حوزه شعر و موسیقی انقلاب اسلامی اشاره کرده و گفت: مهدی سیار از پركارترین شاعران انقلاب در فتنه 88 است و خار چشم جریانی شده كه فكر می‌كردند با هیاهوهای خود می‌توانند هنر را برای خودشان كنند و تلاش می‌كردند كه بگویند هنرهای انقلاب مربوط به گذشته است و از هنر جدید انقلاب ایران بازمانده‌ است.
 
وی ادامه داد:‌ حامد زمانی‌ها طلیعه جدید در خط هنر انقلاب هستند و در عرصه شعر انقلاب اسلامی پیشتاز شدند.
جلیلی ادامه داد: جریان شعر انقلاب همواره از جوشش خوبی برخوردار بوده اما در حوزه موسیقی حضور حامد زمانی و دیگران این نوید را می‌دهد كه تجدید مطلعی در موسیقی انقلاب صورت گیرد.
 
 
 
سردبیر نشریه راه با اشاره به فتنه 88 گفت: ما در فتنه با دو جریان جدی مواجه بودیم كه یكی از آنها این بود كه شخصیت آنها شخصیت كامل وقیح بود و بزرگ ترین دروغ‌های انقلاب ما را می‌گفت و می‌خواست در آن دوران هلوكاست دیگری را راه بیندازد و در عین حال دم از دمكراسی و حقوق بشر بزند.
 
وی ادامه داد: فتنه 88 صرفا ساخته و پرداخته این‌ها نبود بلكه جریان فكری دیگر هم به اینها كمك می‌كرد جریانی که با سكوت خودشان تهدید افكنی كردند. این جریان اقشاری از مردم را مردد كردند اما انقلاب ما با ظرفیت‌های مردمی خودش توانست این فتنه را پشت سر بگذارد.
 
سردبیر نشریه راه خاطرنشان كرد: مشكل عمده‌ای كه در جریان فتنه بود این توطئه بود كه راجع ‌به فتنه سكوت شود و اینکه بعضی ها در رسانه ملی با چهره‌های موجه می‌گفتند دیگر اسم فتنه را نیاورید خاطره تلخی بود كه آن را فراموش كردیم این سكوت ها خطر بزرگی است و بزرگ‌تر از ساكتین فتنه است در صورتی كه ما باید واقعیت های فتنه را ثبت كنیم.
وی با اشاره به دانشجویان فعال در عرصه هنر گفت: مراقب باشید سكوت راجع‌به فتنه دارد از سوی برخی از افراد ترویج می‌شود و دلیل آن هم كم كاری دستگاه‌ها است.
 
جلیلی با انتقاد از عملكرد حوزه هنری و صدا و سیما  گفت: حوزه هنری بیاید و كارنامه خودش را در موضوع فتنه ارائه كند كه چند كار برای فتنه 88 با این‌همه بودجه و امكانات درست كرده است؛ صدا و سیما هم كارنامه‌اش را رو كند كه برخی از بخش‌های از آن حتی یك دهم بی بی سی واكنشی از خودش در سالگرد فتنه ارائه نداد.
 
سردبیر نشریه راه گفت: همان گونه كه دیدیم در سالگرد فتنه فقط 4 یا 5 بچه بسیجی برنامه‌ای را از روی وظیفه خود تولید و از صدا و سیما پخش كردند اما عمدتا بعضی از دستگاه ها كارنامه‌ای بسیاری ضعیف و نمره صفری در زمینه فتنه دارند.
 
وی گفت: ما موظفیم با دستور قرآن تاریخ را برای دیگران تكرار كنیم اما امروزه متأسفانه با كم‌كاری عظیمی روبه رو هستیم.
 
جلیلی با اشاره به تدوین كتابی 400 صفحه‌ای در كشور امریكا در خصوص فتنه 88 گفت: یک كتاب كمیك استریپ كه در حدود 400 صفحه است راجع به فتنه 88 ایران نوشته شده و به 14 زبان دنیا ترجمه شده است اینها در واقع دارند تاریخ سازی می‌كنند دلیلش هم این است كه گاف‌هایی كه در فتنه دادند بسیار بزرگ است و می‌خواهند گاف‌های خود را جمع كنند.
 
سردبیر نشریه راه اضافه كرد: ‌کاری كه آقای موسوی و همكاران كم هوش و خائن او انجام دادند این بود كه اپوزیسیون قانونمند جمهوری اسلامی ایران را نابود كردند و تمام دنیا دید كه رقابت سیاسی كاملی در جمهوری اسلامی ایران است.
 
وی گفت: فتنه 88 از ابعاد مختلف قابلیت بررسی دارد اگر ما سكوت كنیم كسان دیگر یا جریان‌های دیگر در این زمینه كارهای ضدارزشی را ارائه می‌دهند بنابراین این رسالت باید بر دوش هنرمندان سنگینی كند و در این زمینه فعالیت كنند.
 
جلیلی با اشاره به كارنامه ننگین سران فتنه گفت: اینها باید بدانند این لكه ننگ در كارنامه‌ آنها باقی می‌ماند و اگر ما نتوانیم كارنامه شفاف از فتنه 88 ارائه دهیم در فتنه های بعدی دچار مشكل می‌شویم اینجاست كه عرصه هنر باید مورد توجه قرار گیرد و در عرصه های مختلف حركاتی را انجام دهد.
 
این روزنامه نگار در ادامه گفت: كارهای بسیار خوبی در زمینه موسیقی و سینما در خصوص فتنه 88 رخ داده است اما برخی می‌آیند با پول دولت فیلمی می‌سازند آنهم به فتنه 88 اما در حقیقت این فیلم‌ها فحاشی به بچه‌های بسیجی است.
 
وی با اشاره به فیلم خیابان‌های آرام ساخته كمال تبریزی گفت: این فرد با استفاده از امكانات دولتی فیلمی ساخت كه ضدانقلاب، علیه نظام و فحاشی به بچه‌های بسیجی بود اما آقای طالبی توانست با ساخت قلاده‌های طلا موج جدیدی ایجاد كند كه ترانه قلاده‌های طلا نیز یكی از امتدادهای آن است.
 
جلیلی در خصوص حضورش در صدا و سیما گفت: متأسفانه ما از طریق آقای ضرغامی ممنوع التصویر شده ایم و كسانی مثل سعید قاسمی، ‌ابراهیم فیاض نیز به دلایل ناگفته ممنوع التصویر هستند.
 
سردبیر نشریه راه خاطرنشان كرد: جیرانی در برنامه هفت خیلی تلاش كرد كه من را به این برنامه دعوت كند اما شب قبل به من خبر دادند كه شما نمی‌توانید به دلیل ممنوع التصویر بودن در این برنامه شركت كنید.
 
وی گفت: خیلی‌ها دیگر هم هستند كه در صدا و سیمای ما نیستند اما بخش عمده انتقادات ما به آقای ضرغامی به خاطر سابقه ایشان است كه نقطه قوتشان را فراموش كرده و به روشنفكران و ضدانقلاب‌ها میدان داده و تریبون صدا و سیما را به آنها اختصاص می‌دهد و شش نفر را گذاشته اند كه مبادا پای 4 تا 5 تا بچه حزب‌اللهی به صدا و سیما باز شود كه این تناقضات به هیچ عنوان توجیه پذیر نیست.
 
طالبی: كسانی هستند كه به اسم فیلم 300 میلیون از بنیاد فارابی به جیب زدند
 
ابوالقاسم طالبی کارگردان فیلم قلاده‌های طلا نیز در این میزگرد گفت: این برای من یک رویا بود که گیتار در خدمت انقلاب اسلامی باشد و توانستیم در این راه به خوبی گام برداریم. فضای هنری در گذشته به نقطه‌ای رسیده بود تا بگویند هنرمندان را بترسانیم و هنرمند را با روح لطیفش و یک کمی سروصدا زود عقب‌نشینی می‌دادند و معتقدم هنرمند با حمایت هم زود شکفته می‌شود.
 
وی یادآور شد: برای فیلم قلاده‌های طلا فضایی دو قطبی با عنوان حکومتی و غیر حکومتی ترسیم کردند. فضایی درست شد تا هنرمندان بترسند. اما با ساخت فیلم قلاده‌های طلا این را به اثبات رساندیم که ما هنرمند طرفدار اسلام هستیم و دلمان می‌خواهد که هنرمند طرفدار حاکمیت اندیشه های امام (ره)باشیم تا هنرمند ملکه بریتانیا.
طالبی ادامه داد: بعضی ها برای ساخت فیلم از بنیاد فارابی یک میلیارد تومان پول گرفتند و 300 میلیون آن را برای خودشان برداشتند و بعد یک فیلم ضعیف تحویل دادند و بعد هم می گویند ما مستقلیم و حکومتی نیستیم. در حالی که ما باید در خدمت اندیشه های امام و رهبری باشیم و سرمان را بالا بگیریم و بگوییم ما برای این اندیشه های والا فیلم می سازیم.
 
وی تصریح کرد: باید این فضاها و این تابوها را شکست و من از دوستان خودم آقایان مجیدی ، حاتمی کیا و ده‌نمکی می‌خواهم که بیایند و با اعلام اینکه ما فرزندان امام(ره) هستیم و برای حاکمیت اندیشه های امام (ره)فیلم می سازیم این فضا را بشکنند.
 
کارگردان قلاده‌های طلا یادآور شد: بمب، موشک و ترور حربه آخر بیگانگان در برابر ما است و هر کس که مؤثر است را با این سلاح ها از بین می برتند. و باید به آنها گفت به قول حضرت امام بکشید ما را ملت ما بیدارتر می شود.  ملت ما از کشته شدن بیدارتر می‌شود.
 
كارگردان فیلم قلاده های طلا  تصریح کرد: بنا به فرموده رهبر معظم انقلاب ما از پیچ تاریخی می‌گذریم كه این پیچ تاریخی در هنر هم هست كه ما باید در راه شهدا و آرمان‌های انقلاب و حضرت امام باشیم و منتظریم كه پرچم اسلام را در همه سرزمین‌های اسلامی برافراشته كنیم.
 
طالبی در خصوص موسیقی قلاده‌های طلا گفت: این موسیقی حركت خودجوشی بوده كه امیدوارم ادامه پیدا كند.
 
خزایی: نسل جدید نسل باسواد و متعهدی هستند كه وارد عرصه هنر شده اند
 
در ادامه محمد خزایی، تهیه كننده فیلم قلاده‌های طلا در خصوص موسیقی قلاده‌های طلا گفت: من فكر نمی‌كردم كسانی در موسیقی پیدا شوند كه سیاسی بخوانند اینكه امروز نسلی وارد عرصه فرهنگ و هنر شده و نسل متعهدی هم هست معتقدم كه انقلابی در عرصه فرهنگ با حضور این نسل بوجود خواهد آمد و اینها جایگزین افرادی می‌شوند كه اعتقاداتشان سست شده است. 
 
وی با اشاره به اینکه برخی بازیگران با اندک جایزه‌ای شیفته غرب می‌شوند، گفت: زمانی گفته می‌شد افراد متعهد بی‌سواد هستند ولی امروز برخلاف آن ثابت شده است و نسل جدیدی با دانش و علم خود به هنر متعهد شده‌اند که جای بسی تشکر دارد.
 
 
محمد مهدی سیار: ساخت این موسیقی ادای دینی بود به اثر هنری خوب قلاده‌های طلا
 
شاعر موسیقی قلاده‌های طلا نیز در این برنامه گفت: من تشكر می‌كنم از آقای طالبی كه با ساخت فیلم قلاده‌های طلا این حس را در من ایجاد كرد و اگر همت، شجاعت و پشتكار مجموعه جبهه فكری نبود این شعر به این مرحله نمی رسید.
 
وی افزود: ساخت این موسیقی ادای دینی بود به اثر هنری خوب قلاده‌های طلا كه هوشمندی و ذكاوت كارگردان در آن آشكار است.
 
این شاعر افزود: لایه‌های مختلفی در فتنه 88 وجود داشت كه یكی از آنها لایه‌های اطلاعاتی بود و كارگردان قلاده‌های طلا با هوشمندی پنهان‌ترین لایه را كه همان لایه اطلاعاتی بود محور فیلم خود قرار داد.
 
سیار یادآور شد: كاری كه آقای طالبی انجام داد یك تنبه محسوب می‌شود كه لایه پنهان ماجرا را آشكار كرد و در واقع تكلیف هنر در سپهر فرهنگی و انسانی همین تنبه است كه باید به جای سرگرم شدن به مجادلات به لایه‌های پنهان موضوع مراجعه شود.
 
 
حامد زمانی: اگر دست و پایمان را نبندد می‌توانیم در این فضا ستاره‌های زیادی داشته باشیم
 
در ادامه حامد زمانی، خواننده موسیقی قلاده‌های طلا در خصوص این موسیقی و سروده‌های سیاسی گفت: من در كارهایم شعر محور هستم و چون علوم سیاسی می‌خوانم ترجیح می‌دهم كه در این حوزه فعالیتم بیشتر باشد.
وی ادامه داد: قبلا در تدارك آلبوم عاشقانه بودم اما پس از فتنه 88 احساس خطری كه در سیاست رخ داد به خصوص در حوزه دیانت و مذهب، احساس كردم كه باید خط‌شكنی در حوزه موسیقی رخ دهد و با ساختارشكنی كارهایی ساخته شود كه در عین حال حالت مدرن داشته و با نسل جوان ارتباط برقرار كند.
 
 زمانی ادامه داد: اینگونه خواندن و ساخت این نوع موسیقی‌ها سنت شكنی است و اگر مسئولان دست و پای ما را نبندند ما می‌توانیم در این فضا در عرصه موسیقی ستاره داشته باشیم كه نیازمند فكر و شجاعت است.
این خواننده گفت: ‌با اینكه صدا و سیما خیلی من را در پخش این موسیقی‌ها اذیت كرد اما باز پیگیر ساخت این موسیقی‌ها بودم.



تروریست نروژی که در عملیات تروریستی خود توانسته بود 92 نفر را به قتل برساند، اذعان کرد که عملیات خود را از بازی "ندای وظیفه" شبیه سازی کرده است.
به گزارش گرداب، چند روز گذشته در شهر اُسلو کشور نروژ اتفاق ناگواری رخ داد، عکسی که مشاهده می‌شود متعلق به "Anders Behring"، عامل این اقدام تروریستی است که در یک عملیات خونین  92 نفر را باتفنگ به قتل رساند و با بمب گذاری در یک ساختمان دولتی باعث مرگ بیش از 8 نفر غیر نظامی شد.

دلیل این حمله از سوی این مرد 32 ساله‌، مسائل ضداسلامی و تبلیغات اسلام هراسانه در اروپا عنوان شده است. آندرس بهرینگ (Anders Behring) همچنین در مورد چگونگی این عملیات سخنان عجیبی را بیان کرده است.

وی بعد از دستگیری اعلام کرد، تمام آموخته های رزمی و مهارتی خود را از بازی معروف جنگ افزار مدرن 2 (Modern Warfare‌2) یاد گرفته است. وی اضافه کرد: «بازی ندای وظیفه یک شبیه ساز عالی برای عملیات جنگی واقعی است.»

سخنان وی به شرح زیر است:
«بازی ندای وظیفه را خریداری کردم و می‌توانم بگویم این بازی یکی از بهترین بازیهای شبیه سازی شده نظامی است که من دیده ام. بخش چند نفره بازی بسیار عالی بود و خیلی چیزها از این شبیه ساز آموختم. با همین آموزشها توانستم این عملیات را انجام دهم.»

 وی همچنین اذعان کرد عاشق بازی "دنیای وارکرافت" بوده است و به غیر از اینها نیز بازیهای دیگری چون Fallout 3, BioShock 2   و Dragon Age: Origins را نیز بازی کرده است.

بازی ندای وظیفه، جنگ افزار مدرن 2 یک بازی در سبک اوّل شخص تیر انداز است که دو ماهِ پایانی سال 2009 عرضه شده است. در روز اول عرضه این بازی در انگلیس، 1.23 میلیون نسخه آن به فروش رفت. این بازی با این فروش بالا رکورد خوبی را در حوزه‌ صنعت سرگرمی به دست آورده و این حاکی از مخاطبان زیاد این بازی است.

نکته حائز اهمیت این است که تعداد زیادی از بازی ها از جمله ندای وظیفه، محتوای اسلام ستیزانه داشته و با مخاطب زیادی که در سطح جهان دارند، باید منتظر بمانیم تا در آینده تاثیر این بازیها را در اتفاقات خشونت باری که رنگ و بوی اسلام ستیزی دارند، ببینیم.

همچنین می توان گفت که سازندگان این دسته از بازی ها که اکثرا شرکتهای آمریکایی هستند خواسته یا ناخواسته و دانسته و ندانسته آتش بیار معرکه بوده و سبب افزایش جو اسلام هراسی ودین ستیزی می شوند.

حال باید به این بیاندیشیم که وظیفه‌ ما در برابر این سیلِ عظیمِ بازی‌ها که بی دردسر و به راحتی با قیمتی نازل در اختیار مخاطبِ داخلی قرار می‌گیرد، چیست و چگونه باید از وقوع این گونه اتفاقات جلوگیری کنیم.

منبع: مشرق



این انیمیشن هدف مورد نظر سازندگان انگلیسی؛ یعنی تغییر نگرش در بین جوانان مسلمان انگلیس را برآورده نساخته است.
به گزارش گرداب به نقل از مشرق، دولت انگلیس برای مقابله با اسلام‌گرایی در بین جوانان این کشور و القای ریشه روحی - روانی داشتن خصومت مسلمانان با غرب دست به ساخت انیمیشن زد.

"برات آرزوی وزیرستان می‌کنم" نام انیمیشنی است که به سفارش دولت کارگر انگلیس ساخته شده است. هدف از ساخت این انیمیشن جلوگیری از افراط‌گرایی در بین مسلمانان جوان اعلام شده است.

پس از پخش قسمت‌هایی از این انیمیشن و به دلیل بازخوردهای غیرقابل انتظاری که در پی داشت، دفتر امور خارجه انگلیس متهم به این شد که این انیمیشن در جلوگیری مسلمانان جوان از افراط‌گرایی اسلامی ناموفق بوده و فقط بودجه اختصاصی را تلف کرده است.

مقامات انگلیسی بیان داشته‌اند که بودجه ساخت این انیمیشن 33 هزار پوند بوده است. این انیمیشن داستان هشداردهنده‌ای در مورد دو برادر مسلمان انگلیسی است که تصمیم می‌گیرند به گروهی از مبارزان اسلامی واقع در مرز افغانستان و پاکستان بپیوندند. با این حال، منتقدان این انیمیشن، از جمله اعضای جامعه مسلمان انگلیس، این فیلم را به زیر سوال برده و اظهار کرده‌اند که این فیلم کاملاً ساده‌لوحانه و ناپخته است.
 

این انیمیشن‌ که در آن از تکنیک‌های گرافیکی بازی‌های رایانه‌ای و نیز صحبت‌های کوچه بازاری جوانان استفاده شده است،‌ بدین شکل شروع می‌شود که این دو برادر در انجام وظیفه‌شان یعنی پرتاب خمپاره از یکی از کوه‌های منطقه وزیرستان پاکستان ناموفق می‌شوند.

در طول داستان در صحنه‌هایی که به گذشته بر می‌گردد، بینندگان متوجه می‌شوند که این دو نفر چطور از خانه‌شان در انگلیس به اردوگاه‌های آموزشی اسلام‌گرایان در پاکستان راه یافته‌اند. داستان از دید برادر کوچک‌تر که نامی هم ندارد بیان می‌شود که قبول کرده است به خاطر برادر بزرگش "ابو" وارد این کار شود. در این داستان علت انجام این کار از سوی ابو نوعی عقده بیان می‌شود، بدین صورت که وقتی وی 11 سال سن داشت به همراه دو دوست سفیدپوستش در حین بازی در ساحل، مورد اذیت و آزار نژادپرستان قرار می‌گیرند.

در طول داستان نشان داده می‌شود که این دو برادر قبل از اینکه به مبارزان در وزیرستان بپیوندند مشغول تماشای یک سری فیلم‌های آموزشی اسامه بن‌لادن هستند. برادر کوچک‌تر در خصوص این فیلم‌ها می‌گوید که آنها شبیه بازی رایانه‌ای "ندای وظیفه" هستند با این تفاوت که این فیلم‌ها جذابیتی ندارند.

پس از سفر آنها به وزیرستان، برادر کوچک‌تر از خانه جدیدشان در پاکستان و استقبالی که از آنها می‌شود، احساس رضایت نمی‌کند. وی می‌گوید: «همش به این فکر می‌کردم که کی به اینجا می‌رسیم. برادر! ما راه رو درست اومدیم؟ اولین کاری که اونا کردند این بود که دست و پای ما رو بستند و شروع به بازجویی کردند. آنها به من گفتند که داشتند مسائل امنیتی رو رعایت می‌کردند و این مسئله رو شخصی نگیریم. ولی اگه راستش رو بخوای، وقتی یه آدم چاق دستش رو روی ... (مربوط به خود فیلم است) تو می‌ذاره، این کار کاملاً شخصی می‌شه.» در واقع این انیمیشن بر این است که بگوید مسلمانان دارای عقده‌های روانی مختلفی از جمله مسائل جنسی هستند.

پس از عدم موفقیت این دو برادر در مأموریت پرتاب خمپاره، آنها به انگلیس بازمی‌گردند که در آنجا دستگیر می‌شوند. این فیلم بدین صورت تمام می‌شود که ابو در نامه‌ای به برادرش از وی طلب بخشش می‌کند و بدین شکل نشان می‌دهد که از کار خود پشیمان است و نباید این راه را انتخاب می‌کرد.

با این حال، با توجه به بازخوردهای ارائه‌شده، این انیمیشن هدف مورد نظر سازندگان انگلیسی، یعنی تغییر نگرش در بین جوانان مسلمان انگلیس، را برآورده نساخته است. یکی از بینندگان آن این طور نظر داده بود: «مجاهدین، حماس، القسام، طالبان، به پیش.»
 
اعضای برجسته جامعه مسلمان نیز این فیلم را به زیر سوال برده‌اند. دکتر "محمد شهید رضا"، امام مسجد مرکزی لیسستر، در مورد آن گفته است: «این انیمیشن ساده‌لوحانه و ناپخته است. ویژگی‌های مبارزانی که این دو برادر با آنها مواجه می‌شوند کاملاً غیرواقعی است.»

"دکتر غیاث الدین صدیقی"، مؤسس اتاق فکر مؤسسه مسلمانان انگلیس، نیز معتقد است که اگر این فیلم به مسئله نژادپرستی می‌پرداخت بیشتر موفق می‌شد. وی می‌افزاید: «باید از مخاطبان خواست تا بیشتر بر این مسئله تمرکز کنند. تماشای این فیلم چیزی جز وقت تلف کردن نیست».

ساخت این انیمیشن در سال 2009 به سفارش دولت کارگر و از سوی شرکتی به نام Bold Creative آغاز شد و در سال 2011 به اتمام رسید.


نقدی بر فیلم «همه چی آرومه»
خروجی این فیلم‌ها هم فرقی با فیلم‌فارسی ندارد؛ برای اینكه این فیلم‌ها محتوا ندارد. فقط ممیزی‌هایی روی آن در حدی اعمال شده كه عناصری چون كافه و از این قبیل چیزها ندارد ولی از نظر كلی و شكل همان فیلم‌فارسی هستند.
گروه فرهنگی مشرق - فیلم‌هایی چون «همه چی آرومه»؛ نه سرگرم كننده‌اند و نه فرهنگی! این فیلم‌ها فقط بر خلاقیت‌های فردی و شوخی‌های كلامی تكیه دارد كه این هم به مرور تكراری می‌شود و مخاطب را خسته می‌كند.
 
داریم برمی‌گردیم به دوران فیلم‌فارسی؛ فیلم فارسی تعریفش این است كه مولفه‌هایی همچون داستان‌پردازی عجولانه، قهرمان سازی، رقص و آواز کاباره‌ای بدون ارتباط به داستان، نبود روابط علت و معلولی، عشق‌های غیرواقعی، حادثه پردازی و غیره دارد. در این فیلم هم فقط صحنه‌های مربوط به كافه حذف شده است وگرنه از دسته فیلم‌‌فارسی كه روی پرده رفته است. به واسطه شوخی‌هایی كه در این فیلم‌ها وجود دارد، بازار اقتصادی خوبی دارند ولی الان استقبال از این فیلم‌ها كم شده و مشخص شده كه مخاطب دیگر از این مدل فیلم خوشش نمی‌آید و این فیلم‌های سینمایی نتیجه‌ نمی‏دهد.
 
مهمترین موضوع در این مسأله؛ مقاطع سیاست‌های سینمایی است كه اجازه می‌دهد اینطور فیلم‌ها ساخته شود. از روی فیلمنامه، كارگردان و بازیگران می‌توان فهمید كه این اثر چه خروجی خواهد داشت! ولی به هرحال در مقطعی روی فیلم‌هایی سیاست‌گذاری نمی‌شود و بی‌محابا در مورد این نوع فیلم‌ها تصمیم‌گیری می‌شود.
   
خروجی این فیلم‌ها هم فرقی با فیلم‌فارسی ندارد؛ برای اینكه این فیلم‌ها محتوا ندارد. فقط ممیزی‌هایی روی آن در حدی اعمال شده كه عناصری چون كافه و از این قبیل چیزها ندارد ولی از نظر كلی و شكل همان فیلم‌فارسی هستند.
 
در عین حال این فیلم‌ها خاصیت سرگرم‌كنندگی هم ندارند. چون ذائقه مخاطب اینطور فیلم‌ها را نمی‌پسندد. گرچه حتی برهه‌ای از زمان هم اگر اینطور فیلم‌ها مخاطب داشت. در هر حال باید برنامه‌ریزی درستی انجام دهیم؛ حداقل چیزی به عنوان سرگرمی به مردم ارایه شود. وگرنه این دسته از فیلم‌ها نمی‌تواند مخاطب را جذب كند.



 
خیلی از مخاطبان سینمای ایران شاید خیلی به حرف منتقدها گوش نكنند ولی در هر حال تصمیم درست می‌گیرند. در واقع زمانی این فیلم‌های كمدی می‌توانند موفق باشند كه یك حرفی برای مردم داشته باشند اما با تكرار شدن شوخی‌های كلامی در نمایش اتفاق تازه‌ای نمی‌افتد. بنابراین فیلم‌های كمدی به رشد آدم‌ها باید كمك كنند كه این گونه از فیلم‌ها این ویژگی را ندارند.
 
در واقع هیچ جنبه‌ای از این فیلم نمی‌تواند چیزی در بر داشته باشد. فقط با تكیه كردن به شوخی‌های كلامی و خلاقیت‌های فردی كه این بازیگران در هر فیلم، حضور دارند و در فیلم به كار می‌برند، مخاطب را خسته می‌كند.
 
در این فیلم‌ها داستان‌ها از یك خط و فرمول واحد پیروی می‌كنند و وقتی آن فرمول لو رفت، در نتیجه؛ مخاطب هم اقبالی نشان نمی‌دهد. در پیدا كردن رگ خواب مخاطب، این موضوع اهمیت دارد كه بفهمید؛ مخاطب چه چیزی نیاز دارد و این یك كار فنی و حساسی است اما تجربه نشان داده؛ فیلم‌هایی كه تقریبا با احترام به دغدغه‌های مردم، سراغ موضوعات اجتماعی و مورد توجه مردم رفته‌اند، با استقبال روبرو شده‌اند.
 
این را هم باید یادآور شد؛ اگر فیلمی كه مخاطب زیادی داشت؛ لزوما فیلم خوبی نمی‌تواند باشد و همینطور اگر فیلمی نتوانست با مخاطب ارتباط برقرار كند؛ لزوما فیلم بدی نیست. اینها شرط لازمند اما شرط كافی نیستند.




درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : مدیر مسئول موسسه
نظرسنجی
نظرشما در مورد وبلاگ موسسه چیست؟






آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی